از بس که غم حسین (ع) در خاطر ماست...

۲۵ فروردین ۱۳۹۸ ۰۱:۱۲:۴۵ ب.ظ

 

نام حسین علیه ‏السلام خود سرآغاز حرکت بود از اول. کیست که در معرض واژه عاشورا قرار بگیرد و بتواند این دگرگونی و انقلابی را که در اعماق جانش به پا می‏خیزد نادیده انگارد؟! چکامه سرایان و چامه سرایان عالم، از دیرباز حدیث شعرشان حکایت سوزش و سوختن بود، آشفتگی خیالی که میل پیوستن یار ازلی، نایی برایشان فرو نگذاشته بود. اینان روایتگر درد‌های جانسوزی‏اند که طی قرن‏‌ها دل دردمندان و سوخته‏دلان را عجین گشته بود و هست. حال که بیش از ۱۴۰۰ سال از بهترین صحنه‏‌های عشقبازی روی زمین؛ عاشقانه‏‌های حسین علیه‏السلام، این معنی تمام عشق با حضرت عشق می‏گذرد، داغ این ذره ذره دلدادگی‏‌ها و ذره ذره جان سپردن‏‌ها تمامی ندارد و عاشقان را همچنان بی‏تاب این تب می‏کند تا تمامی شعرشان شعور کربلا بگیرد. و تو می‏دانی که چه خاکستر می‏کند روایت حسین علیه‏السلام؟! حال که مجالی دست داد تا در نغمه‏‌ها و چامه‏‌های بسیار شاعران امروز غوری نماییم؛ تا آنجا که این رقعه ناتمام اجازت فرماید شم‌های از این گنجینه بسیار را می‏نماییم تا دوستداران همیشگی خاندان حضرت عشق را رهنمونی درخور باشد در مسیر نسیم روح‏فزایی که آدمی را می‏برد تا حریم جملگی عشق، تا باور عطش، تا آنجا که درگیری است میان همه یقین و همه انکار، تا رد نگاه مخدر‌های همه معصوم بر رگ‏‌هایی همه غیرت، تا ردپا‌هایی که بوی یاس می‏دهند و تاب ما را به تمامی می‏برد... درود و هزاران سلام بر راویان و چامه‏سرایان ارباب بی‏کفن؛ و بر شمایانی که با سروده‏‌های شاعرانمان عرض ارادت می‏برید در محضر خیمه‏‌هایی که خالی است؛ و دشت‏‌هایی که مملو از بهترین‏‌های روی زمین‏اند و گویی هنوز مانده‏اند...

 

حنجره صبحپدر، پسر، روح القدساشک خونچهل چراغحروف مقطعههفتاد و دو قطره اشک عاشوراییراز رشیدمن می گویم، شما بگرییدپنجره ای رو به آفتابمهتاب غروبشعله شامرسول ظهرکه بربندید محمل هاجرس فریاد می داردهوای ماریه ابری ستزیر خیمه عطشدل سنگ آب شدآینه دار مقتلجامه‏ درانجغرافیای رازهاطوفان واژه‏ هاپنجره ‌های همیشه بازسرمه در چشم غزلمنظومه شهیدان کربلانخلستانبا کاروان نیزهآغاز روشنایی آیینههمه آینه‌ها